از خونه اومدم بيرون . سردي هوا صورتم و نوازش مي داد .  به ايستگاه اتوبوس رسيدم ، اتوبوس مورد نظر به محض رسيدن من حركت كرد و رفت . خواستم با تاكسي مسير و طي كنم تا به مقصد برسم . اما مثل هميشه هواي سرد و زمستوني وبرفي من و تشويق كرد يك كمي پياده روي كنم .  هوا تاريك بود و همه مردم  با عجله به سمت خونه هاشون مي رفتن . سعي كردم امشب يك مسئله جديد رو حلاجي كنم . هميشه همين طوري هستم وقتي پا به خيابون مي ذارم يك موضوعي رو انتخاب ميكنم و  تا رسيدن به مقصد  به حلاجي اون توي ذهنم مشغول ميشم . توي همين فكرا بودم كه يك دفعه  يك مغازه تايپ و تكثير با نوشته هاي روي درب ورودي توجه من و جلب كرد . نوشته ها حاكي از داشتن تحقيقات و پايان نامه هاي دانشجويي داشتن . يك نگاهي به ساعتم انداختم هنوز يك ساعتي وقت داشتم . براي همين وارد  مغاز شدم و پرسيدم يعني چي اين تحقيق دانشجويي و پايان نامه . صاحب مغازه واسم توضيح داد كه هر تحقيقي در هر زمينه اي بخواين مي تونيم براتون تهيه كنيم . البته قيمت ها فرق ميكنه  . تحقيقات و پايان  نامه هاي آماري يك مقداري پر هزينه تره . مات و مبهوت به حرفهاي آقا گوش ميكردم . البته زمان دانشجويي شنيده بودم ولي خوب باورم نميشد . كسي بره تحقيق و پايان نامه بخره . زير لب غرو لند كردم . صاحب مغازه متوجه تعجبم شد و گفت : خانم الان اين مسئله خيلي عادي شده . يك عده هوش دارن پول ندارن يك عده پول دارن و هوش ندارن . خوب اين ميشه كه با هوششون كار ميكنن و پول درميارن . بدون اين كه حرف ديگه اي بزنم از مغازه بيرون اومدم . با خودم فكر ميكردم  چه  تاسف بار...... زماني كه من دانشجو بودم كه البته روزهاي چندان دوري هم نيست با تمامي مشغله هاي كاري و گرفتاري هايي كه داشتم تمام تحقيقات دانشگاهي رو خودم انجام ميدادم . پايان نامه  رو هم  با دقت تمام انجام دادم . يادم اومد روزها تا ساعت ۲ سركار بودم و بعد مستقيم كتابخونه و محل هاي تحقيق  بعدشم تا نيمه هاي شب تايپ نوشته ها .  با خودم گفتم چي شده و به كجا رسيديم كه  كمتر جووني ميل و اشتياق به تحقيق و بررسي داره ؟ چي شده كه عده اي  كار ميكنن تا پول در بيارن  بدون اين كه بخوان مطلبي رو كشف كنن ؟ همين سئوالها توي ذهنم رژه مي رفت كه نگاهم به گوشه اي از خيابان افتاد و جواني كه شايد به سختي ۳۰ سال داشت . با التماس شيشه هاي ماشين ها را مي شست تا شايد ريالي پول به دست بياره  براي تهيه مواد مخدري كه نياز داشت . با خودم گفتم ووووووووواي به آينده اين سرزمين ... جواناني معتاد ، جواناني باهوش و پر استعداد اما بدون جايگاه و  جواناني داراي پول كه به زودي موقعيت خوب شغلي هم به دست مي آورند همانهايي كه مدارك دانشگاهي را با پول خريدند و حتي از عهده انجام يك كار تحقيق ساده دانشجويي هم بر نيامده اند .......