هميشه  ميدونستم  انتظار  خيلي سخته . يك روزايي انتظار اومدن يك مسافر يا شايدم انتظار يك تولد يا انتظار ديدن يك عشق . لحظه هاي انتظار هميشه سرشار از اضطرابه ولي يك دلخوشي هست كه ميگه اين انتظار به سر مي رسه مثل انتظار فرج .

امروز من منتظرم ولي اين  انتظار داره من و ميكشه . منتظر ساعت ۷ بعد  از ظهر  كه با رضا بريم دكتر . منتظرم ببينم دكترش  با دادن يك سي تي اسكن جديد چي بهمون ميگه . واسه من دعا كنيد كه امروز بيشتر از هر وقتي محتاج دعا هستم .

خداي مهربونم اين لحظه هاي انتظار  و  به نتيجه اميدوار كننده اون برام لذت بخش كن . آمين