به ياد او كه بيشتر از هر كسي دوستش دارم

دلم تنگ است برای در کنارت بودن
دلم تنگ است برای خیره شدن در چشمانت
نمیدانی که دیداری دوباره در وجودم آتش عشقت را برانگیخته کرده است
میدانی چندین برابر از قبل به قلب مهربان و عاشقت وابسته شده ام
و باری دیگر عهد سوختن و ماندن را به تو دادم
هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدایت در گوشم زمزمه میکند
انتظار به پایان رسید و تو را از نزدیک تماشا کردم
و به محبتت آمیخته شدم
ای پاکترین احساس به یادت آنقدر از اعماق وجود اشک خواهم ریخت
تا تو را دوباره ببینم و تو را باری دیگر در آغوش بکشم
و باری دیگر دستان گرمت را بفشارم و با همان دستها صورتم را نوازش دهی
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 12:32 توسط فاطمه
|
عشق در سايه ي ما عريان نيست