+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۸۸ ساعت 12:1 توسط فاطمه
|
عشق در سايه ي ما عريان نيست زندگي وسوسه ي دوران نيست راز ِ گل ، شبنم شبهاي دلست عاشقي چشمه ي بي باران نيست صادق آن کس که ترا ساده نگاشت جان به کف برد ولي پنهان نيست دف نوازيد و سراييد که درکوي نگاريار دردِ هجران نبوَد ناله ي بي درمان نيست